تبلیغات
آموزش زبان انگلیسی پانــدا - مطالب دستور زبان

صفت هایی که مقادیر نابرابر را توصیف می کنند

    صفت هایی که مقادیر نابرابر را توصیف می کنند

    برای مقایسه مقادیر نابرابر از ساختار زیر استفاده می شود:


    than + (اسم) + صفت نشان دهنده مقدار 



    صفتی که در ساختار بالا استفاده می شود بسته به قابل شمارش یا غیر قابل شمارش بودن اسم پس از آن متفاوت است:

    برای اسم های قابل شمارش از صفت های more و fewer استفاده می شود. دقت کنید زمانی که اسم مورد نظر از خود جمله قابل استنباط است می توان آن اسم را دیگر استفاده نکرد. 
    They have more children than we do.
    We have more customers than they do.
    Tom has fewer books than Jane.
    There are fewer houses in his village than in mine.
    You know more people than I do.
    I have visited the States more times than he has.
    I have three brothers. That's more than you have. ("brothers" is understood)
    برای اسم های غیر قابل شمارش از  more  و less استفاده می شود. دقت کنید زمانی که اسم مورد نظر از خود جمله قابل استنباط است می توان آن اسم را دیگر استفاده نکرد. 
    John eats more food than Peter.
    Jim has less patience than Sam.
    You've heard more news than I have.
    He's had more success than his brother has.
    They've got less water than we have.
    I'm not hungry at all. I've had more than I want. ("food" is understood)


       Back   

      یکشنبه 16 اسفند 1394         ساعت 09:42 قبل از ظهر            نظرات

صفت هایی که مقادیر یکسان را توصیف می کنند

    صفت هایی که مقادیر یکسان را توصیف می کنند

    برای مقایسه مقادیر یکسان از ساختار زیر استفاده می شود:


    as + (اسم) + صفت نشان دهنده مقدار + as



    صفتی که در ساختار بالا استفاده می شود بسته به قابل شمارش یا غیر قابل شمارش بودن اسم پس از متفاوت است:

    برای اسم های قابل شمارش از صفت های many و few استفاده می شود. دقت کنید زمانی که اسم مورد نظر از خود جمله قابل استنباط است می توان آن اسم را دیگر استفاده نکرد. 
    They have as many children as we do.
    We have as many customers as they do.
    Tom has as few books as Jane.
    There are as few houses in his village as in mine.
    You know as many people as I do.
    I have visited the States as many times as he has.
    I have three brothers. That's as many as you have. ("brothers" is understood)
    برای اسم های غیر قابل شمارش از  as much و as little استفاده می شود. دقت کنید زمانی که اسم مورد نظر از خود جمله قابل استنباط است می توان آن اسم را دیگر استفاده نکرد. 
    John eats as much food as Peter.
    Jim has as little patience as Sam.
    You've heard as much news as I have.
    He's had as much success as his brother has.
    They've got as little water as we have.
    I'm not hungry. I've had as much as I want. ("food" is understood)


       Back   

      جمعه 23 بهمن 1394         ساعت 11:34 قبل از ظهر            نظرات

مقایسه خصوصیات

    مقایسه خصوصیات در زبان انگلیسی

    برای مقایسه خصوصیات دو چیز با یکدیگر ساختار های مشخصی وجود دارد. زمانی که این خصوصیات ها یکسان باشند مقایسه آنها نیز ساده است برای این منظور از الگوی زیر استفاده می شود:


    as + صفت توصیف کننده آن خصوصیت + as

    Tom is as tall as his brother.
    I am as hungry as you are.
    Sally is as nice as Jane.


    زمانی که این خصوصیات با یکدیگر یکسان نباشند سه ساختار برای مقایسه وجود دارد که هر سه به یک معنا هستند. 

                                                                                  as + صفت توصیفی + not as
    (استفاده این ساختار با بعضی از صفت ها متدوال تر است) as + صفت توصیفی + less
      (در این ساختار ترتیب اسم ها مهم است چرا که معنا عوض می شود) than + صفت برتر

    Mont Blanc is not as high as Mount Everest.
    Mont Blanc is less high than Mount Everest.
    Mont Blanc is lower than Mount Everest.
    Mount Everest is higher than Mont Blanc.
    Norway is not as sunny as Thailand.
    Norway is less sunny than Thailand.
    Thailand is sunnier than Norway.
    Norway is cloudier than Thailand.
      پنجشنبه 22 بهمن 1394         ساعت 09:51 بعد از ظهر            نظرات

صفت برتر و برترین در زبان انگلیسی

    صفت برتر و برترین در زبان انگلیسی


    صفت برتر:
    برای مقایسه توصیفی دو چیز با یکدیگر از صفت برتر استفاده می شود. ساختار استفاده از صفت برتر در جمله به شکل زیر است: (در بعضی از جملات اسم دوم دیگر استفاده نمی شود زیرا معنی آن در جمله نهفته است مانند مثال آخر)

    اسم دوم + than + صفت برتر + فعل + اسم اول

    • My house is larger than hers.
    • This box is smaller than the one I lost.
    • Your dog runs faster than Jim's dog.
    • The rock flew higher than the roof.
    • Jim and Jack are both my friends, but I like Jack better. ("than Jim" is understood)

    صفت برترین:
    از صفت برترین برای مقایسه یک چیز با چندین چیز دیگر استفاده می شود. به بیان دیگر صفت برترین نشان دهنده این است که آن صفت در بالاترین یا پایین ترین حد خود قرار دارد (مانند: بهترین، کوتاه ترین، بزرگ ترین و ....). صفت های برترین در جمله معمولا بشکل زیر استفاده می شوند:

    اسم + صفت برترین + the + فعل + اسم

    • My house is the largest one in our neighborhood.
    • This is the smallest box I've ever seen.
    • Your dog ran the fastest of any dog in the race.
    • We all threw our rocks at the same time. My rock flew the highest. ("of all the rocks" is understood)

    درست کردن صفت برتر  برترین:
    درست کردن صفت برتر و برترین بسیار ساده است و شکل آن بستگی به تعداد سیلاب صفت اصلی دارد.

    صفت های تک سیلابی:
    برای صفت برتر er و برای صفت برترین est به صفت اصلی اضافه می کنیم. اگر صفتی به یک حرف بی صدا ختم شود و قبل از آن حرف حروف صدادار کوتاه باشد، آن حرف بیصدا دوبار نوشته می شود.  
    صفتصفت برترصفت برترین
    talltallertallest
    fatfatterfattest
    bigbiggerbiggest
    sadsaddersaddest


    صفت های دو سیلابی:
    در صفت های دو سیلابی، صفت برتر یا با اضافه کردن er درست می شود یا با افزودن کلمه more قبل از صفت. صفت برترین نیز یا با اضافه کردن est به پایان صفت درست می شود و یا با اضافه کردن کلمه most قبل از صفت. در بسیاری از موارد هر دو روش درست هستند اما همیشه یکی از این دو متدوال تر است. در صفت های دو سیلابی همیشه استفاده کردن از more و most مطمئن تر است. در صفت هایی که به حرف y ختم می شوند با اضافه کردن er و est، حرف y نیز به i تبدیل می شود. 
    صفتصفت برترصفت برترین
    happyhappierhappiest
    simplesimplersimplest
    busybusierbusiest
    tiltedmore tiltedmost tilted
    tangledmore tangledmost tangled

    صفت های سه یا بیشتر از سه سیلابی:
    صفت برتر و برترین به ترتیب با اضافه کردن more و most قبل از صفت درست می شود. 
    صفتصفت برترصفت برترین
    importantmore importantmost important
    expensivemore expensivemost expensive

    صفت های بی قاعده:
    صفت های زیر شکل برتر و برترین خاصی دارند و از قاعده ای پیروی نمی کنند. 

    صفتصفت برترصفت برترین
    goodbetterbest
    badworseworst
    littlelessleast
    muchmoremost
    farfurther / fartherfurthest / farthest

    • Today is the worst day I've had in a long time.
    • You play tennis better than I do.
    • This is the least expensive sweater in the store.
    • This sweater is less expensive than that one.
    • I ran pretty far yesterday, but I ran even farther today.
       Back   

      جمعه 16 بهمن 1394         ساعت 09:01 قبل از ظهر            نظرات

ترتیب صفت ها در زبان انگلیسی

    ترتیب صفت ها در زبان انگلیسی

    زمانی که بیش از یک صفت در جمله استفاده شود ترتیب این صفت ها بستگی به نقش آنها دارد. معمولا ترتیب صفت ها به ترتیب از چپ به راست بصورت زیر است:

    اسم +  جنس  +  اصالت  +  رنگ  +  شکل  +  سن  +  دما  +  اندازه  +  نظر/ارزش  +  کمیت
     
    انواع صفت ها از نظر نقشمثال ها
    کمیتfour, ten, a few, several
    نظرdelicious, charming, beautiful
    اندازهtall, tiny, huge
    دماhot, cold
    سنold, young, new, 14-year-old
    شکلsquare, round
    رنگred, purple, green
    اصالتSwedish, Victorian, Chinese
    جنسglass, silver, wooden



    They have a lovely old red post-box.
    The playroom has six small round plastic tables.
    I bought some charming Victorian silver ornaments at the flea market.
    She is selling her flashy 3-year-old Italian car.
    It was a beautiful cold day.
      پنجشنبه 1 بهمن 1394         ساعت 12:17 بعد از ظهر            نظرات

موارد استفاده از صفت ها در زبان انگلیسی

    موارد استفاده از صفت ها در زبان انگلیسی

    در زبان انگلیسی صفت ها متناسب با نوع اسم تغییری نمی کنند به بیان دیگر صفت ها برای همه اسم ها به یک شکل استفاده می شوند و حالت جمع و مفرد یا مذکر و مونث ندارند. 
    This is a hot potato.
    Those are some hot potatoes.

    برای بیشتر کردن اثر صفت یا به بیان دیگر برای گفتن اینکه که چیزی یک صفت را بسیار دارد از really یا very قبل از صفت ها استفاده می شود. 
    This is a very hot potato
    Those are some really hot potatoes.

    صفت ها معمولا قبل از اسمی می آیند که آن را توصیف می کنند. 
    The beautiful girl ignored me.
    The fast red car drove away.

    صفت ها همچنین می توانند پس از فعل to be و افعال حسی مانند seem ، look ، taste استفاده شوند. 
    Italy is beautiful.
    I don't think she seems nice at all.
    You look tired.
    This meat tastes funny.

    چند استثناء:
    بعضی از عبارت های ثابت هستند که در آنها صفت بعد از اسم می آید. 
    The Princess Royal is visiting Oxford today.
    The President elect made a speech last night.
    He received a court martial the following week.

    صفت های involved ، present ، و concerned هم می توانند قبل از اسم بیایند و هم پس از آن اما بسته به جایگاه آنها معنی آنها نیز تفاوت دارد. به مثال ها دقت کنید. 
    جایگاه صفت قبل و بعد از اسممعنی
    I want to see the people involved.I want to see the people who have something to do with this matter.
    It was an involved discussion.


    The discussion was detailed & complex.
    Here is a list of the people present at the meeting.Here is a list of the people who were at the meeting.
    The present situation is not sustainable.


    The current situation is not sustainable.
    I need to see the man concerned by this accusation.I need to see the man who has been accused.
    concerned father came to see me today.A worried father came to see me today.


       Back   

      چهارشنبه 30 دی 1394         ساعت 11:57 قبل از ظهر            نظرات

صفت چیست؟

    صفت ها و کابرد های آنها در زبان انگلیسی

    صفت ها کلماتی هستند که برای توصیف جنبه های مختلف اسم ها مورد استفاده قرار می گیرند. 

    صفت ها برای توصیف احساسات و یا کیفیت استفاده می شوند. 
    He is a lonely man.
    They are honest.

    صفت ها برای توصیف ملیت یا اصلیت توصیف می شوند. 
    I heard a French song.
    This clock is German.
    Our house is Victorian.

    صفت ها اطلاعات بیشتری در مورد خصوصیات اسم ها می دهند. 
    That is a flashy car.
    The knife is sharp.

    صفت ها برای بیان سن نیز استفاده می شوند. 
    He's a young man.
    My coat is old.

    صفت ها می توانند اطلاعاتی در مورد سایز و اندازه داشته باشند.
    John is a tall man.
    This film is long.

    صفت ها می توانند رنگ چیزی را توصیف کنند.
    Paul wore a red shirt.
    The sunset was crimson.

    صفت ها می توانند اطلاعاتی در مورد جنس یک چیز داشته باشند.
    The table is wooden.
    She wore a cotton dress.

    صفت ها می توانند شکل اشیاء را توصیف کنند. 
    I sat at a round table.
    The envelope is square.

    صفت ها می توانند توصیف کننده نظرات گوینده در مورد یک چیز باشند. 
    That was a fantastic film.
    Grammar is complicated.

       Back   

      یکشنبه 27 دی 1394         ساعت 11:19 قبل از ظهر            نظرات

مالکیت در گرامر زبان انگلیسی

    مالکیت در گرامر زبان انگلیسی

    برای نشان دادن مالکیت در زبان انگلیسی از آپوستروف + s استفاده می  شود. به کلمه ای که مالکیت چیزی را دارد آپوستروف + s استفاده می کنیم و سپس آن چیزی که می خواهیم مالکیتش را مشخص کنیم می آوریم. اگر کلمه ای جمع باشد یا به s ختم شود تنها به آن کلمه آپوستروف اضافه می کنیم و دیگر s به آن اضافه نمی کنیم.  

    the car of John = John's car
    the room of the girls = the girls' room
    clothes for men = men's clothes
    the boat of the sailors = the sailors' boat




    برای اسم های اشخاص که به s ختم می شوند هم از آپوستروف + s می توان استفاده کرد و هم از آپوستروف تنها، که البته شکل اول متداول تر است. برای تلفظ نیز به آن اسم، صدای /iz/ اضافه می شود. 
    Thomas's book (or Thomas' book)
    James's shop (or James' shop)
    the Smiths's house (or the Smiths' house)


    کاربرد های مالکیت
    تعلق داشتن و مالکیت متداول ترین ارتباطی است که از طریق مالکیت با آپوستروف s بیان می شود.   
    John owns a car. = It is John's car.
    America has some gold reserves. = They are America's gold reserves.


    مالکیت همچنین برای محل کار، درس خواندن یا محلی که شخص در آن وقت می گذراند نیز استفاده می شود. 
    John goes to this school. = This is John's school.
    John sleeps in this room. = This is John's room.


    با مالکیت می توان ارتباط بین افراد را نیز مشخص کرد.  
    John's mother is running late.
    Mrs Brown's colleague will not be coming to the meeting.


    از مالکیت همچنین می توان برای مالکیت مفاهیم انتضاعی نیز استفاده کرد. 
    John's patience is running out.
    The politician's hypocrisy was deeply shocking.

    برخی عبارت ها نیز هستند که ثابتند و از مالکیت در آنها استفاده می شود. 
    a day's work
    a month's pay
    today's newspaper
    in a year's time
    For God's sake! (= exclamation of exasperation)
    a stone's throw away (= very near)
    at death's door (= very ill)
    in my mind's eye (= in my imagination)

    از مالکیت همچنین برای اشاره به مغازه، رستوران، کلیسا، دانشکده نیز استفاده می شود به این شکل که با اضافه کردن آپوستروف + s به نام صاحب یا عنوان آن مکان دیگر اسم خود آن مکان گفته نمی شود. 
    Shall we go to Luigi's for lunch?
    I've got an appointment at the dentist's at eleven o'clock.
    Is Saint Mary's an all-girls school?
       Back   

      شنبه 26 دی 1394         ساعت 09:18 قبل از ظهر            نظرات

ملیت ها در زبان انگلیسی

    ملیت ها در زبان انگلیسی

    قواعد درست کردن اسم و صفت ملیت ها در انگلیسی همیشه کار ساده ای نیست. برای بعضی از ملیت ها که به ese- یا ish- ختم می شوند، می توان با استفاده از فعل جمع به کل مردم آن ملیت اشاره کرد. صفت ملیت ها همچنین گاهی به معنی زبانی است که در آن کشور صحبت می شود، البته همیشه این طور نیست.  
    Country: I live in Japan.
    Adjective: He likes Japanese food.
    Origins: She is a Japanese person. = She is from Japan. = She is Japanese.
    Language: She speaks Japanese.
    Describing a group: Spaniards often drink wine. = Spanish people often drink wine.
    Describing a group: The Chinese enjoy fireworks. = Chinese people enjoy fireworks.


    در جدول های زیر صفت ها و اسم ملیت ها برای کشور ها و مناطق مختلف آورده شده است. بعضی از کلمات با ستاره مشخص شده اند و دلیل آن این است که استفاده از این کلمات حالت توهین یا تحقیر را برای مردم آن کشور و منطقه القا می کند که این امر می تواند ناشی از دلایل تاریخی یا سیاسی باشد. برای توهین آمیز نبودن از کلمات یا عبارات داخل پرانتز استفاده می شود. 
    منطقه جغرافیایی / قارهصفتاسم
    Africa
    Africanan African* (an African person, someone from Africa)
    Asia
    Asianan Asian* (an Asian person, someone from Asia)
    Europe
    Europeana European
    Central America
    Central Americana Central American
    Middle East
    Middle Easterna Middle Easterner
    North Africa
    North Africana North African
    South America
    South Americana South American
    Southeast AsiaSoutheast Asiana Southeast Asian person




    کشور یا منطقهصفت ملیتاسم ملیت
    AfghanistanAfghanan Afghan
    AlgeriaAlgerianan Algerian
    ArgentinaArgentinean Argentine
    AustriaAustrianan Austrian
    AustraliaAustralianan Australian
    BangladeshBangladeshia Bangladeshi
    BelgiumBelgiana Belgian
    Bosnia and HerzegovinaBosnian/Herzegoviniana Bosnian/a Herzegovinian
    BrazilBraziliana Brazilian
    BritainBritisha Briton (informally: a Brit)
    BulgariaBulgariana Bulgarian
    CanadaCanadiana Canadian
    Central African RepublicCentral Africana Central African
    ChinaChinesea Chinese person
    ColombiaColombiana Colombian
    Costa RicaCosta Ricana Costa Rican
    CroatiaCroatiana Croat
    the Czech RepublicCzecha Czech person
    DenmarkDanisha Dane
    EcuadorEcuadorianan Ecuadorian
    EgyptEgyptianan Egyptian
    EnglandEnglishan Englishman/Englishwoman
    FinlandFinnisha Finn
    FranceFrencha Frenchman/Frenchwoman
    GermanyGermana German
    GreeceGreeka Greek
    HollandDutcha Dutchman/Dutchwoman
    HungaryHungariana Hungarian
    IcelandIcelandican Icelander
    IndiaIndianan Indian
    IndonesiaIndonesianan Indonesian
    IranIranianan Iranian
    IraqIraqian Iraqi
    IrelandIrishan Irishman/Irishwoman
    IsraelIsraelian Israeli
    ItalyItalianan Italian
    JapanJapanesea Japanese person
    JordanJordaniana Jordanian
    KenyaKenyana Kenyan
    LibyaLibyana Libyan
    MadagascarMalagasya Malagasy
    MalaysiaMalaysiana Malaysian
    MexicoMexicana Mexican* (someone from Mexico)
    MoroccoMoroccana Moroccan
    New ZealandNew Zealanda New Zealander
    NigeriaNigeriana Nigerian
    NorwayNorwegiana Norwegian
    OmanOmanian Omani
    PakistanPakistania Pakistani* (someone from Pakistan)
    ParaguayParaguayana Paraguayan
    PeruPeruviana Peruvian
    The PhilippinesPhilippinea Filipino* (someone from the Philippines)
    PolandPolisha Pole* (someone from Poland, a Polish person)
    PortugalPortuguesea Portuguese person
    RomaniaRomaniana Romanian
    RussiaRussiana Russian
    Saudi ArabiaSaudi, Saudi Arabiana Saudi, a Saudi Arabian
    ScotlandScottisha Scot
    SenegalSenegalesea Senegalese person
    SingaporeSingaporeana Singaporean
    SlovakiaSlovaka Slovak
    South AfricaSouth Africana South African
    SpainSpanisha Spaniard* (a Spanish person, someone from Spain)
    SudanSudanesea Sudanese person
    SwedenSwedisha Swede
    SwitzerlandSwissa Swiss person
    SyriaSyriana Syrian
    ThailandThaia Thai person
    TunisiaTunisiana Tunisian
    TurkeyTurkisha Turk
    TurkmenistanTurkmena Turkmen / the Turkmens
    UkraineUkraniana Ukranian
    The United Arab EmiratesEmiratian Emirati
    The United StatesAmericanan American
    UruguayUruguayana Uruguayan
    VietnamVietnamesea Vietnamese person
    ZimbabweZimbabweana Zimbabwean




    نام بعضی از شهر ها را نیز می توان بصورت اسم و صفت استفاده کرد که البته کمتر مورد استفاده هستند بخصوص شکل اسمی آنها که اختلاف بر سر انها زیاد است چون که شکل های مختلفی دارند. در جدول زیر بعضی از این شهر ها بهمراه صفت و اسم آمده اند. 
    شهرصفتاسم
    ParisParisiana Parisian
    New YorkNew Yorka New Yorker
    SydneySydneya Sydney-sider
    LondonLondona Londoner
    São PauloSão Pauloa Paulistano
    New DelhiNew Delhia Delhiite
    Cape TownCape Towna Capetonian



       Back   

      جمعه 25 دی 1394         ساعت 09:56 قبل از ظهر            نظرات

بزرگ نویسی اولین حرف کلمات در انگلیسی

    کلمات با حروف اول بزرگ در زبان انگلیسی

    حروف اول بعضی از کلمات در انگلیسی، با توجه به اسم خاص بودن و جایگاه آن ها در جمله بصورت بزرگ نوشته می شوند. اولین حرف کلمات زیر باید بصورت بزرگ نوشته شوند.

    کلماتی که در ابتدای جمله هستند: 
    Dogs are noisy.
    Children are noisy too.

    ضمیر اول شخص مفرد ( ):
    Yesterday, I went to the park.
    He isn't like I am.

    اسم یا عنوان اشخاص (اسم خاص):
    Winston Churchill
    Marilyn Monroe
    the Queen of England
    the President of the United States
    the Headmaster of Eton
    Doctor Mathews
    Professor Samuels

     عنوان کتاب، فیلم یا آثار:
    War and Peace
    The Merchant of Venice
    Crime and Punishment
    Spider Man II

    اسم ماه های سال: 
    January
    July
    February
    August

    اسم فصل های سال: 
    Spring
    Summer
    Autumn
    Winter

    اسم تعطیلات: 
    Christmas
    Easter
    New Year's Day
    Thanksgiving Day

    اسم کشور ها و قاره ها: 
    America
    England
    Scotland
    China

    اسم مناطق، ایالت ها و بخش ها: 
    Sussex
    California
    Provence
    Tuscany

    اسم شهرها و روستا ها: 
    London
    Cape Town
    Florence
    Vancouver
    اسم رودخانه ها، دریاچه ها، دریاها و اقیانوس ها: 
    the Atlantic
    the Pacific
    Lake Victoria
    the Rhine
    the Thames
    اسم مناطق و پدیده های جغرافیایی مانند رشته کوه ها، دشت ها و .... : 
    the Himalayas
    the Alps
    the Sahara
    صفت های نشان دهنده ملیت ها: 
    French music
    Australian animals
    German literature
    Arabic writing
    اسم جمع برای ملیت ها، بعنوان مثال فرانسوی ها، آلمانی ها: 
    the French
    the Germans
    the Americans
    the Chinese

    :اسم زبان ها
    I speak Chinese.
    He understands English.

    :اسم خیابان ها، ساختمان ها و پارک ها
    Park Lane
    Sydney Opera House
    Central Park
    the Empire State Building
    Wall Street


       Back   


      پنجشنبه 24 دی 1394         ساعت 12:02 بعد از ظهر            نظرات

اسم های مرکب در انگلیسی

    اسم های مرکب در زبان انگلیسی

    اسم های مرکب از ترکیب دو اسم ساده با هم تشکیل می شوند. این نوع شکل گیری از اسم ها بسیار مرسوم است و بسیاری از کلمات جدید به این شکل درست می شوند. اسم های مرکب از دو بخش درست می شوند که بخش اول اطلاعاتی در مورد نوع یا هدف شئ یا شخص می دهد، و بخش دوم خود آن شئ یا شخص را بیان می کند. معمولا معنی کلمات مرکب متفاوت از معنی دو بخش تشکیل دهنده آن است یا آنکه معنی دقیق تری از آنها دارد. به مثال ها دقت کنید. 

    بخش اول، نوع یا هدف بخش دوم، شئ یا شخصاسم مرکب
    policemanpoliceman
    boyfriendboyfriend
    watertankwater tank
    dinningtabledining-table



    همانطور که در مثال های بالا مشخص است بعضی از اسم های مرکب بصورت یک کلمه نوشته می شوند، بعضی بصورت دو کلمه جدا و بعضی دیگر با یک خط تیره بین دو بخش کلمه نوشته می شوند. در این باره هیچ قانون خاصی وجود ندارد اما اکثر اسم های مرکب متداول بصورت یک کلمه نوشته می شوند و اسم های دیگر بصورت دو کلمه، و تعداد کمتری از اسم های مرکب با خط تیره بین اسم ها نوشته می شوند. 
    اسم هایی که دو بخش اسم های مرکب را تشکیل می دهند،  می توانند نقش های اسمی متفاوتی داشته باشند. در جدول زیر این نقش های اسم و چند مثال از آنها آورده شده است.

    نقش بخش های
    تشکیل دهنده اسم مرکب
    مثال ها
    اسم + اسمbedroom
    water tank
    motorcycle
    printer cartridge



    اسم + فعلrainfall
    haircut
    train-spotting



    اسم + قیدhanger-on
    passer-by



    فعل + اسمwashing machine
    driving licence
    swimming pool



    فعل + قیدlookout
    take-off
    drawback



    قید + اسمonlooker
    bystander



    صفت + فعلdry-cleaning
    public speaking



    صفت + اسمgreenhouse
    software
    redhead



    قید + فعلoutput
    overthrow
    upturn
    input






    تلفظ
    در تلفظ، استرس یا شدت بیان بسیار اهمیت دارد، چرا که استرس اسم های مرکب باعث تمایز آنها از گروه های اسمی صفت + اسم است. در اسم های مرکب استرس معمولا بر روی کلمه اول است. در این موارد، تغییر استرس باعث تغییر معنایی می شود. به مثال های زیر دقت کنید. 

    a 'greenhouse = اسم مرکب، به معنی گلخانه
    a green 'house = صفت + اسم، به معنی خانه سبز

    a 'bluebird = اسم مرکب، به معنی نوعی پرنده 
    a blue 'bird = صفت + اسم، به معنی هر پرنده ای که به رنگ آبی باشد


       Back   

      چهارشنبه 23 دی 1394         ساعت 11:58 قبل از ظهر            نظرات

ضمایر نامعین در زبان انگلیسی

    ضمایر نامعین در زبان انگلیسی

    ضمیر ها نامعین به شخص، مکان یا شئ مشخصی اشاره نمی کنند. در زبان انگلیسی از کنار هم آمدن  any, some, every, no
    و کلمات دیگر مثل one, body, where, thing ضمایر نامعین درست می شود. 
     شخصمکانشئ
    همهeveryone
    everybody
    everywhereeverything
    بخشی از، معنی مثبتsomeone
    somebody
    somewheresomething
    بخشی از، معنی منفیanyone
    anybody
    anywhereanything
    هیچno one
    nobody
    nowherenothing



    ضمایر نامعینی که از some و any درست شده اند برای توصیف مقادیر نامشخص و ناتمام (بعضی، هر....) استفاده می شوند. جایگاه ضمایر نا معین در جمله درست مانند جایگاه اسم در جمله است. 
    اسمضمایر نامعین
    I would like to go to Paris this summer.I would like to go somewhere this summer.
    Jim gave me this book.Someone gave me this book.
    I won't tell your secret to Sam.I won't tell your secret to anyone.
    I bought my school supplies at the mall.
    I bought everything at the mall.



    جملات مثبت
    در جملات مثبت، ضمایر درست شده از some به مقادیر نامشخص از چیزی اشاره می کنند، ضمایر درست شده از every برای اشاره به مقادیر کامل از چیزی استفاده می شوند، و ضمایر درست شده با no به نبود چیزی دلالت می کنند. ضمایر درست شده از no معنای منفی دارند ولی در جملات مثبت استفاده می شوند و در جملاتی که not وجود دارد استفاده نمی شوند.  

    Everyone is sleeping in my bed.
    Someone is sleeping in my bed.
    No one is sleeping in my bed.
    I gave everything to Sally.
    He saw something in the garden.
    There is nothing to eat.
    I looked everywhere for my keys.
    Keith is looking for somewhere to live.
    There is nowhere as beautiful as Paris.

    any در ضمایر نامعین که در جملات مثبت استفاده شده اند، تقریبا به معنی every استفاده می شود: هر کسی، هر جایی، هر چیزی، .... .

    They can choose anything from the menu.
    You may invite anybody you want to your birthday party.
    We can go anywhere you'd like this summer.
    He would give anything to get into Oxford.
    Fido would follow you anywhere.


    جملات منفی
    در جملات منفی فقط از ضمایری استفاده می شود که با any درست شده باشند. 
    I don't have anything to eat.
    She didn't go anywhere last week.
    I can't find anyone to come with me.


    ضمایر ملکی
    بسیاری از جملات منفی که در آنها ضمایر نامعین درست شده از any استفاده شده است را می توان بصورت جمله مثبت با استفاده از ضمایر نامعین درست شده از no نوشت. اما معنی آنها کمی تفاوت دارد. در جملاتی که ضمایر نامعین درست شده از no استفاده شده است معنی منفی جمله بیشتر و قویتر است و می تواند از نظر احساسی می تواند نشانگر تدافعی صحبت کردن، ناامیدانه صحبت کردن، خشمگین صحبت کردن یا غیره باشد. 
    I don't know anything about it. = خنثی
    I know nothing about it. = تدافعی
    I don't have anybody to talk to. = خنثی
    I have nobody to talk to. = نا امیدانه
    There wasn't anything we could do. = خنثی
    There was nothing we could do. = تدافعی،عصبانی


    جملات سوالی منفی
    از ضمایر نامعینی که با استفاده از any, every, some درست شده باشند در جملات سوالی منفی می توان استفاده کرد.
    در سوال هایی که با ضمایر نامعین شامل every و any پرسیده شوند، کسی که سوال را می پرسد واقعا جواب سوال را نمی داند.
    Is there anything to eat?
    Did you go anywhere last night?
    Is everyone here?
    Have you looked everywhere?


    در سوال های بالا اگر سوال به صورت منفی پرسیده شود گوینده انتظار دارد که پاسخ منفی بشنود. 
    Isn't there anything to eat?
    Didn't you go anywhere last night?
    Isn't everyone here?
    Haven't you looked everywhere?



     اما در سوال هایی که با ضمایر نامعین شامل some پرسیده شوند، کسی که سوال را می پرسد پاسخ سوال را می داند یا به آن شک دارد. این سوال های سوال واقعی نیستند و گاهی برای پیشنهاد دادن یا دعوت کردن استفاده می شوند. کسی که از این نوع سوال می پرسد انتظار دارد پاسخ مثبت بشنود. 
    Are you looking for someone?
    Have you lost something?
    Are you going somewhere?
    Could somebody help me, please? = درخواست
    Would you like to go somewhere this weekend? = دعوت

    اگر سوال های فوق بصورت منفی پرسیده شوند کسی که سوال می پرسد بسیار مطمئن است که پاسخ مثبت می شنود. 
    Aren't you looking for someone?
    Haven't you lost something?
    Aren't you going somewhere?
    Couldn't somebody help me, please?
    Wouldn't you like to go somewhere this weekend?


       Back   

      شنبه 19 دی 1394         ساعت 05:44 بعد از ظهر            نظرات
تعداد کل صفحات: 6