جملات شرطی نوع دوم

    جملات شرطی نوع دوم


    ساختار :
    If/when ... simple past..., ... present conditional (would)... .
    ... present conditional (would) ... if/when ... simple past... .

    مثال :
    If it rained, you would get wet.
    You would get wet if it rained.

    در جملات شرطی نوع دوم، فعل در جزء شرطی به زمان گذشته ساده استفاده می شود و فعل در جزء اصلی بصورت ساده با فعل کمکی Would استفاده می شود. اگر جزء شرطی در ابتدای جمله بیاید پس از آن باید از کاما استفاده شود ولی اگر در آخر جمله بیاید نیازی به کاما نیست.


    موارد استفاده: 

    از شرطی نوع دوم برای صحبت کردن در مورد موقعیت ها و شرایط خیلی و غیر ممکن و نتایج احتمالی آنها استفاده می شود. این نوع جملات بر پایه ی واقعیت نیستند. در جملات شرطی نوع دوم زمان می تواند به اکنون هر زمانی دلالت کند و شرایط، شرایطی فرضی هستند. 


    If the weather wasn't so bad, we would go to the park. (But the weather is bad so we can't go.)


    If I was the Queen of England, I would give everyone a chicken. (But I am not the Queen.)


    If you really loved me, you would buy me a diamond ring.
    If I knew where she lived, I would go and see her.


    در جزء اصلی جملات شرطی نوع دوم، بجای Would می توان از افعال کمکی برای بیان میزان قطعیت، اجازه دادن و پیشنهاد کردن نیز استفاده کرد. 

    We might buy a larger house if we had more money
    He could go to the concert if you gave him your ticket.
    If he called me, I couldn't hear.

     

    در شرطی نوع دوم استفاده از If I were بجای If I was صحیح است و بسیار متداول.

    If I were taller, I would buy this dress.
    If I were 20, I would travel the world.
    If I were you, I would give up smoking.
    If I were a plant, I would love the rain.

     

      دوشنبه 30 آذر 1394         ساعت 10:03 قبل از ظهر            نظرات

جملات شرطی نوع اول

    جملات شرطی نوع اول


    ساختار :
    If/when ... simple present ..., ... simple future... .
    ... simple future... if/when ... simple present... .

    مثال :
    If it rains, you will get wet.
    You will get wet if it rains.

    در جملات شرطی نوع اول، فعل در جزء شرطی به زمان حال ساده استفاده می شود و فعل در جزء اصلی به زمان آینده ساده استفاده می شود. اگر جزء شرطی در ابتدای جمله بیاید پس از آن باید از کاما استفاده شود ولی اگر در آخر جمله بیاید نیازی به کاما نیست.


    موارد استفاده: 

    از شرطی نوع اول برای صحبت کردن در مورد موقعیت ها و شرایط ممکن و نتایج احتمالی آنها استفاده می شود. این نوع جملات بر پایه ی واقعیت هستند و از آنها برای صحبت کردن در مورد دنیای واقعی استفاده می شود. این نوع جملات شرطی اغلب برای هشدار دادن مورد استفاده قرار می گیرد.


    What will you do if you miss the plane?

    Nobody will notice if you make a mistake.

    If you drop that glass, it will break.

    If you don't drop the gun, I'll shoot!

    If you don't leave, I'll call the police.

    If I have time, I'll finish that letter.


    در جزء اصلی جملات شرطی نوع اول، بجای زمان آینده ساده می توان از افعال کمکی برای بیان میزان قطعیت، اجازه دادن و پیشنهاد کردن نیز استفاده کرد. 


    If you drop that glass, it might break.

    I may finish that letter if I have time.

    If he calls you, you should go.

    If you buy my school supplies for me, I will be able to go to the park.

     

      جمعه 27 آذر 1394         ساعت 04:29 بعد از ظهر            نظرات

جملات شرطی نوع صفر

    جملات شرطی نوع صفر



    ساختار :
    If/when ... simple present ..., ... simple present ... .
    ... simple present ... if/when ... simple present ... .

    مثال :
    If the weather is nice, she walks to work.
    She walks to work if the weather is nice.

    موارد استفاده:

    از جملات شرطی نوع صفر زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم در مورد چیزهایی که همیشه تحت شرایط درست هستند، یا حقایق علمی که تحت شرایط صحت دارند و همچنین چیزهایی که همیشه تحت شرایطی اتفاق می افتند صحبت کنیم. از این نوع شرطی زمانی استفاده می کنیم که نتایج آن همیشه بطور قطعی اتفاق می افتد. 
    در این نوع جملات شرطی، فعل ها در هر دو قسمت به زمان حال ساده استفاده می شوند.



    If you mix yellow and blue, it becomes green.

    If it gets hot, ice melts.

    If you touch a fire, you get burned. 

    If I miss the bus, I get late for work.

    Milk spoils if you leave it in the sun.

    Water turns to ice if you put it in the freezer.

    If I get late for work, my boss gets angry.

    If people don't eat, they get hungry.

    If you heat ice, does it melt?

    People die if they don't eat.


    زمانی که اول جمله if clause استفاده شود بعد از آن حتما باید کاما استفاده شود ولی زمانی که if clause در آخر جمله می آید دیگر از کاما استفاده نمی شود. 

    If you heat ice, it melts.

    It melts if you heat ice.

     

      چهارشنبه 25 آذر 1394         ساعت 11:06 قبل از ظهر            نظرات

A little و A few

    A little or A few, Little or Few


    A little و A few برای نشان دادن تعداد یا مقدار کافی از چیزی استفاده می شوند. اما Little و Few به معنی تعداد یا مقدار کم است و اصلا معنی کافی بودن را ندارد.

    I've got a little money. I'm going to the cinema.

    I've got a few friends. We meet every day.

     

    I've got (very) little money. I need to borrow some.       

    I've got (very) few friends. I need to make new friends.


    A little و A few و little و few عموما در جملات مثبت استفاده می شوند.
    A little و little قبل از اسامی غیر قابل شمارش می آیند.
    A few و few قبل از اسامی قابل شمارش می آیند.

    They have very little success.

    The new change gets little attention.

    Do you have a little time to get out and go shopping?

    The company expects to make very little profit or even lose a bit of money.  


    He has sent his book to a few publishing companies.

    We were able to snatch a few hours sleep after our long flight.

    Very few of the problems can be solved today.

    The cost of computers has dropped in the last few months.

     

      شنبه 21 آذر 1394         ساعت 11:14 قبل از ظهر            نظرات

Much, Many and a lot of

    Much, Many and a lot of


    Much, Many و a lot of برای نشان دادن زیاد بودن مقدار یا میزان چیزی استفاده می شوند. برای مثال
    I have a lot of friends یعنی من تعداد زیادی دوست دارم. 

    How much money have you got?            

    -I haven't got much money.

    -I have got a lot.

    -I have got a lot of money.

     

    How many students are in the classroom?          

    -There aren't many.

    -There are a lot.

    -There are a lot of/lots of students.



    در زبان محاوره Much و Many در جملات سوالی و منفی استفاده می شوند. Much برای اسم های غیر قابل شمارش و Many برای اسم های قابل شمارش استفاده می شوند.

    How much money/bread/water...is there?

    I haven't got much money/bread/water...

     

    How many students/teachers/desks... are there?

    There aren't many students/teachers/desks...



    در جملات مثبت، زمانی که نوع زبان محاوره ای و غیر رسمی است استفاده از a lot of و lots of ترجیح داده می شود، و زمانی که نوع زبان رسمی و نوشتاری باشد استفاده از many و much ترجیح داده می شود. a lot of و lots of هم برای اسامی غیر قابل شمارش و هم برای اسامی قابل شمارش استفاده می شوند.

    Informal Spoken English
    How many students are there in the classroom?
    There are a lot.


    How many students are there in the classroom?

    There are a lot of / lots of students

     

    Formal Written English
    There are many students. 
    Much time was spent on studying.



    در جملات مثبت Much و Many را می توان با so و as و too نیز استفاده کرد. 

    Carla has so many friends.
    She has as many 
    friends as Sue.
    Kevin has too much 
    money.



      پنجشنبه 19 آذر 1394         ساعت 04:42 بعد از ظهر            نظرات

Some و Any

    Some and Any


    Some و Any برای بیان مقدار یا میزان چیزی استفاده می شوند. زمانی که از Some و Any استفاده می شود دیگر میزان یا مقدار دقیق آن چیز بیان نمی شود. از Some و Any زمانی استفاده می شود که تعداد یا میزان دقیق مشخص نباشد یا اینکه دانستن میزان یا مقدار دقیق مهم نباشد. Some و Any هم با اسامی قابل شمارش و هم غیر قابل شمارش استفاده می شوند.  

    Are there any tomatoes in the fridge?

    Yes, there are some.      

    No, there aren't any.

     

    Is there any orange juice?  

    Yes, there is some.          

    No, there isn't any.


    Would you like some coffee? 

    Yes please I'd like some.


    Would you mind lending me some money?         

    Of course here you are.



     


    Some در جملات مثبت، با اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش استفاده می شود.

    I have some friends.(قابل شمارش)

    I'd like some water. (غیر قابل شمارش) 



    Any در جملات منفی و در جملات سوالی، با اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش استفاده می شود.

    Have you got any cheese? (غیر قابل شمارش)

    Have you got any friends(قابل شمارش)


    He hasn't got any cheese.

    He hasn't got any friends in Chicago.


     

        استثناء:

        Some را می توان در جملات سوالی نیز برای تعارف کردن یا درخواست کردن استفاده کرد.

        Would you like some bread? (تعارف)

        Can I have some water, please? (درخواست)



          پنجشنبه 19 آذر 1394         ساعت 03:14 بعد از ظهر            نظرات

      گرامر انگلیسی - Quantifiers

        Quantifier در زبان انگلیسی


        Quantifier ها کلماتی هستند که قبل از اسم می آیند و کمیت یا میزان آن اسم را مشخص می کنند. بعضی از quantifier ها عبارتند از : Some، Many، A lot of، A few
         
        بین صفت های اشاره و ضمایر اشاره باید تمایز قائل شد. صفت های اشاره کلماتی هستند که یک اسم را توصیف می کنند اما ضمایر اشاره کلماتی هستند که بجای یک اسم استفاده می شوند.

        There are some books on the desk
        He's got only a few dollars.
        How much money have you got?
        There is a large quantity of fish in this river.
        He's got more friends than his sister.



        بعضی از quantifier ها فقط با اسم های قابل شمارش و برخی با اسم های غیر قابل شمارش استفاده می شوند. برخی از آنها را نیز می توان هم با اسم های قابل شمارش و هم با اسم های غیر قابل شمارش استفاده کرد.


        با اسم های غیر قابل شمارش


        با اسم های قابل شمارش


        با همه اسم ها

        much

        a little/little/very little *

        a bit (of)

        a great deal of

        a large amount of

        a large quantity of

         

        many

        a few/few/very few **

        a number (of)

        several

        a large number of

        a great number of

        a majority of

         

         

        all

        enough

        more/most

        less/least

        no/none

        not any

        some

        any

        a lot of

        lots of

        plenty of

         


        *نکته: 

        few و very few یعنی تعداد چیزی (قابل شمارش) کمتر از تعداد کافی است.

        a few به این معنی است که تعداد چیزی (قابل شمارش) زیاد نیست اما کافی است. 


        **نکته:

        little و very little بعنی میزان چیزی (غیر قابل شمارش) کمتر از میزان کافی است.

        a little یعنی اینکه میزان یک چیز (غیر قابل شمارش) زیاد نیست اما کافی است.

          یکشنبه 15 آذر 1394         ساعت 06:00 بعد از ظهر            نظرات

      گرامر انگلیسی - صفت ها و ضمایر اشاره

        صفت ها و ضمایر اشاره در زبان انگلیسی


        صفت ها و ضمایر اشاره کلماتی هستند که نشان می دهند در مورد چه کسی یا چه چیزی صحبت می کنیم. در جمله This is my bother کلمه this یک صفت اشاره است. در زبان انگلیسی چهار صفت و ضمیر اشاره وجود دارد که عبارتند از: This، That، These، Those
         
        بین صفت های اشاره و ضمایر اشاره باید تمایز قائل شد. صفت های اشاره کلماتی هستند که یک اسم را توصیف می کنند اما ضمایر اشاره کلماتی هستند که بجای یک اسم استفاده می شوند.

        Demonstrative adjectives

        Those pants are not very comfortable.

        Do you like this soup?

        That dress looks good on you.

        These puppies are very playful.

        I did not enjoy that book.


        Demonstrative pronouns

        This is very yummy!

        I would like those, please.

        I am not sure that is how you do it.

        These are the most comfortable.

        Could you hand me that?



        صفت های اشاره و ضمایر اشاره می توانند به نزدیک یا دور و همچنین به یک یا چند شئ یا شخص اشاره کنند که در هر کدام از این موارد صفت یا ضمیر اشاره خاصی استفاده می شود. 

        This به اسامی مفرد و نزدیک به گوینده اشاره می کند.
        That به اسامی مفرد و دور از گوینده اشاره می کند.
        These به اسامی جمع و نزدیک به گوینده اشاره می کند.
        Those به اسامی جمع و دور از گوینده اشاره می کند.

        This tie is too tight.

        Can you help me move this box?


        I like this coat better than that one.

        That is not mine.


        Mom, can we buy these magazines?

        Could you help me move these?


        Bring me those.

        Did you grow those vegetables in your garden?

        Those belong to Sarah.


          جمعه 13 آذر 1394         ساعت 11:40 قبل از ظهر            نظرات

      گرامر انگلیسی - صفت های ملکی

        صفت های ملکی در زبان انگلیسی


        صفت های ملکی (my, your, his, her, its, our, their) کلماتی هستند که قبل از اسم می آیند و مالکیت آن اسم را مشخص می کنند.  
         

        I'll get my bag.

        Is this your luggage? 

        Why didn't you clean your room? (your modifies the noun room)
        Mary doesn't like her dress. (her modifies the noun dress)

        The chameleon can change its color. (its modifies the noun color)



        صفت های ملکی معمولا با ضمایر ملکی اشتباه گرفته می شوند. صفت های ملکی قبل از اسم می آیند و مالکیت را مشخص می کنند ولی ضمایر ملکی بجای اسم می آیند و مالکیت آن اسم را مشخص می کنند. 

        Your bike is blue. (your is an adjective which modifies bike)
        Mine is yellow. (mine is a pronoun which functions as the subject of the verb is)


        چند نکته:

        1. صفت های ملکی با ضمایر ملکی تفاوت دارند.

        This is your (possessive adjective) book and this is mine (possessive pronoun).


        2. its , their صفت های ملکی هستند.

        Their car is in their garage.

        Its color is beautiful.

         


        3. it's و they're و there صفت های ملکی نیستند. it's مخفف it is یا it has است. they're مخفف they are است. و there قید مکان است و این ها با صفت های ملکی تفاوت دارند.


        It's not my book = It is not my book.

        My house is big. It's got five bedrooms = It has got five bedrooms.

        Nancy and Alan are from New York. They're my friends = They are my friends.

        Please, put the chair there. (adverb)

         


          چهارشنبه 11 آذر 1394         ساعت 09:43 قبل از ظهر            نظرات

      گرامر انگلیسی - حروف تعریف A/An/The

        حروف تعریف در زبان انگلیسی


        حروف تعریف به دو دسته معین و نامعین تقسیم می شوند. این حروف قبل از اسم ها می آیند و مشخص می کنند که آن اسم به چه چیزی دلالت می کند. (منظور از اسم در اینجا کلماتی هستند که نقش اسمی دارند و نه نام افراد یا اسامی خاص، برای مثال book یک اسم است، ولی Jack یک اسم خاص است.) حرف تعریف معین کلمه the است و حروف تعریف نامعین a/an می باشند. 


        حروف تعریف نامعین a/an


        زمانی که از حروف تعریف نامعین استفاده می شود مشخص نیست که دقیقا در مورد چه چیز خاصی صحبت می شود. برای مثال زمانی که گفته می شود a book مشخص نیست که منظور کدام کتاب است یا اسم آن چیست. در واقع در مورد کتابی سخن گفته می شود که مخاطب از آن کتاب خبری ندارد.
        حرف A برای کلماتی استفاده می شود که با حروف بی صدا شروع می شوند. (منظور تمام حروف الفبا بجز a  u  o  e  i می باشد). و حرف An قبل از کلماتی استفاده می شود که با حروف صدادار (a  e  i  o  u) شروع شوند.

        • He is a teacher.
        • She doesn't own a car.
        • I saw a bear at the zoo.
        • He is an actor.
        • She didn't get an invitation.
        • I saw an eagle at the zoo.

        نکته مهم:

        صدای اولین حرف هر کلمه مهم است و نه خود آن حرف. برای مثال MP3 player در حالی اولین حرفش M  است ولی با صدای اِ شروع می شود که حرف صدادار است پس باید بگوییم an MP3 player



        حرف تعریف معین the

        برای صحبت کردن در مورد چیزی یا کسی که شنونده آن را می شناسد و میداند که دقیقا در مورد چه چیزی یا چه کسی صحبت می شود از حرف تعریف معین the استفاده می شود.
        معمولا زمانی که برای اولین بار در مورد کسی یا چیزی صحبت می شود از a/an استفاده می شود و پس از آن در دفعات بعد از حرف تعریف the استفاده می شود.

        The car over there is fast.
        The president of the United States is giving a speech tonight.

        I live in a house. The house is quite old and has four bedrooms.
        I ate in a Chinese restaurant. The restaurant as very good.



        نکته مهم 1:

        قبل از اسامی کشورها، ایالت ها و استان ها، دریاچه ها و کوه ها از حروف تعریف استفاده نمی شود. البته زمانی که اسم یک کشور شامل مجموعه ای از ایالت ها باشد از حرف تعریف the استفاده می شود مانند The United States.

        He lives in Washington near Mount Rainier.

        They live in Northern British Columbia.

        They climbed Mount Everest.

         

         



        نکته مهم 2:

        قبل از اسامی جمع و اسامی غیر قابل شمارش نیز نمی توان از حروف تعریف استفاده کرد.

        He writes books.

        She likes sweets.

        Do you like jazz music?

        She ate bread with butter in the morning.

         

         



           Back   

          سه شنبه 10 آذر 1394         ساعت 12:33 بعد از ظهر            نظرات

      افعال کمکی - Would

        فعل کمکی Would


        فعل کمکی Would اغلب برای بیان فعل ها بصورت شرطی استفاده می شود. همچنین Would شکل گذشته فعل Will است. بعلاوه Would می تواند نشان دهنده تکرار کاری در گذشته باشد. 
        • If he were an actor, he would be in adventure movies. conditional
        • I knew that she would be very successful in her career. past of "will"
        • When they first met, they would always have picnics on the beach. repetition

        موارد استفاده: 


        1. اولین کاربرد فعل Would، استفاده از آن در جملات شرطی است. به مثال ها دقت کنید. 

        If I were president, I would cut the cost of education.
        If I were president, I would not raise taxes.

        If I had been president, I would have cut the cost of education.
        If I had been president, I would not have raised taxes.

        If I were elected president next year, I would cut the cost of education.
        If I were president, I would not sign the tax increase next week.



                          
        2.  دومین کاربرد فعل Would استفاده از آن بعنوان شکل گذشته فعل کمکی Will است.   

        I said I would help you.
        I said I wouldn't help you.

        He told me he would be here before 8:00.
        He told me he would not be here before 8:00.


        2.  و در نهایت فعل کمکی Would برای بیان کاری که در گذشته به تکرار انجام می شده استفاده می شود.   

        When I was a kid, I would always go to the beach.
        When I was a kid, I wouldn't go into the water by myself.

        When he was young, he would always do his homework.
        When he got older, he would never do his homework.



           Back   


          دوشنبه 9 آذر 1394         ساعت 11:47 قبل از ظهر            نظرات

      افعال کمکی - Will

        فعل کمکی Will


        فعل کمکی Will برای قول دادن یا کارهای داوطلبانه که در آینده اتفاق می افتند استفاده می شود. همچنین از Will برای پیش بینی در مورد آینده نیز استفاده می شود. 
        • I promise that I will write you every single day. promise
        • will make dinner tonight. voluntary action
        • He thinks it will rain tomorrow. prediction

        موارد استفاده: 


        1. اولین کاربرد فعل Will ، بیان کارها یی که در آینده اتفاق می افتند و همچنینی پیش بینی ما در مورد آیند می باشد.

        The marketing director will be replaced by someone from the New York office.
        The marketing director will not be replaced after all.

        Fred will be there by 8:00.
        Fred will not be there. He has a previous obligation.



                          
        2.  دومین کاربرد فعل Will برای بیان کارهایی داوطلبانه در آینده است. یعنی وقتی که بخواهیم بگوییم کاری را (برای کسی) انجام می دهیم از فعل کمکی Will استفاده می کنیم.  

        I will take care of everything for you.
        I will never forget you.

        I will make the travel arrangements. There's no need to worry.
        I will never give up the fight for freedom.



           Back   

          یکشنبه 8 آذر 1394         ساعت 08:22 قبل از ظهر            نظرات
      تعداد کل صفحات: 2